هر كه جــزمـــن بود از دیــــدارمــان مایوس بود
هـمـتـم را رود اگــر مى داشت اقیانوس بود
رد شـدى از بیــن مـــا دیوانــگـــان و مـدتـى ست
بــحـــثــمـان این است: آهو بود یا طاووس بود؟
خواب دیدم دست هایم خالى از گیسوى توست
خـوب شــد بـــا عطر مویت پا شدم، كابوس بود
عــطـــر گــیــــســوى رهـــایــــــــى آمـد و آزاد كرد
پـادشـاهى را كــه در زنـدان خـــود مـحبوس بود
هــر زمـان از عــشـق پرسیدند، گفتم: آه، عشق...
خـاطـــرات بــــى شمارى پشت این افسوس بود...
برچسب:
نویسنده: آیلین کریمیپور