هر که جز من بود...
-
تاریخ: 1400/6/6 ساعت: 5:17
xa0 هر كه جــزمـــن بود از دیــــدارمــان مایوس بودهـمـتـم را رود اگــر مى داشت اقیانوس بود xa0 رد شـدى از بیــن مـــا دیوانــگـــان و مـدتـى ست بــحـــثــمـان این است: آهو بود یا طاووس بود؟ xa0 خواب دیدم دست هایم خالى از گیسوى توست خـوب شــد بـــا عطر مویت پا شدم، كابوس بود xa0 عــطـــر گــیــــســ...
بگذار...
-
تاریخ: 1400/6/6 ساعت: 5:17
بگذار که در حسرت دیدار بمیرم در حسرت دیدار تو بگذار بمیرم xa0 دشوار بود مردن و روی تو ندیدن بگذار به دلخواه تو دشوار بمیرم xa0 بگذار که چون ناله ی مرغان شباهنگ در وحشت و اندوه شب تار بمیرم xa0 بگذار که چون شمع کنم پیکر خود آب در بستر اشک افتم و ناچار بمیرم xa0 می میرم از این درد که جان دگرم نیست تا ...
دلم برای کسی تنگ است...
-
تاریخ: 1400/6/6 ساعت: 5:17
دلم برای کسی تنگ استکه آفتاب صداقت را به میهمانی گلهای باغ می آورد و گیسوان بلندش را به بادها می داد و دستهای سپیدش را به آب می بخشید xa0 دلم برای کسی تنگ است که چشمهای قشنگش را به عمق آبی دریای واژگون می دوخت و شعرهای خوشی چون پرنده ها می خواند xa0 دلم برای کسی تنگ است که همچو کودک معصومی دلش برای ...